پیروزی در تجارت
مسخره بازی روزگار
در بیستم جولای 1369 رویای بشر به حقیقت پیوست و نخستین سفینه فضایی با سه فضانورد بر روی کره ماه نشست.در آهنی سفینه به آرامی باز شد و دو مرد به با لباس سفید از آن خارج شدند و دیگری در سفینه باقی ماند.
از انجایی که هر رو مرد فضانورد نمی توانستد همزمان از در سفینه خارج شوند مجبور بودند تک تک از پلکان سفینه پایین بیایند و قدم بر روی کره ماه بگذارند.
شوخی بامزه روزگار این بود که نفر اولی که بر روی کره ماه قدم گذارد برای همیشه در تاریخ جاودانه شد.نام او نیل آمسترانگ بود و نفر دوم که تنها چند ثانیه بعد بر خاک سرد ماه قدم نهاد را هیچکس دیگری به یاد ندارد.
نام او بوز آلدرین بود و من یقین دارم شما حتی قادر نخواهید بود که نام او را تا پایان همین نوشتار به یاد بسپارید.
آیا این مسخره است؟پس به این داستان گوش دهید.
چارلز لیدنبرگ خلبانی بود که برای نخستین بار اقیانوس اطلس را با هواپیما طی کرد .نام او در تاریخ جاودانه ماند.به فاصله اندک پس از او خلبانی به نام برت هینکلر همان مسیر را با مصرف سوخت کمتر و در زمانی بسیار کمتر پیمود .
این کار موفقیت بزرگی بود و ثابت می کرد که هینکلر خلبان بهتری است تا لیدنبرگ ...
اما حقیقت این است که مردم عاشق اولین ها هستند و نه بهترین ها
به همین خاطر وقتی هواپیمای لیدنبرگ به مقصد نزدیک می شد جمعیت بسیار زیادی برای استقبال او آمده بودند و او را تشویق می کردند و مانند یک قهرمان او را گرامی داشتند اما وقتی هینکلر به مقصد رسید کسی به استقبالش نیامد.البته شاید مادر پیرش در گوشه خانه با چشمانی اشکبار در انتظار آمدن پسرش نشسته بود
حتی نام هیننکلر در هیاهوی تشویق ها برای لیدنبرگ شنیده نشد و با همان سرعتی که عرض اقیانوس اطلس را پیمود با همان سرعت هم از یادها و خاطره ها رفت.
آیا این مسخره است؟
شاید اما آیا می دانید مسخره تر از این چیست؟
حس مي كنم پرنده ام تو باغت
پر مي زنم تو ابراي نگاهت
اما تموم اين چيزا خياله
حيف كه ندارم نشوني ز راهت
ميون هفت آسمون و بهشتي
كاش كه بيفته اين طرف گذارت
خوب مي دونم كه شرح سبز عشقي
اين دل بي قراره در پناهت
اگه بياي باز مي زنن جوونه
نرگساي مونده هنوز به راهت
تموم اين حرفاي سبز و آبي
نذر چشاي مهربون و ماهت
براي ديدنت دلا خزونه
اين نفس منتظرم گواهت
در دانشگاه بزرگ و زیبا ی حکمت رضوی