ماه رمضان

ماه رمضان امد و دلت جشن گرفت

 گلبرک خنده ها بر روی لبت نقش گرفت

 اشک شوق می رقصد و می لرزد بر گونه هات

 نغمه ی یارب یارب بر کلامت اهنگ گرفت

التماس دعا

فاطمیه

اس ام اس ها و پیامک های شهادت حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه

 

هرچه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است / فاطمه حلال صدها مشکل است . . .

.

.

.

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

فاطمیه

 

 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

.

.

.

در حریم فاطمیه مرغ دل پر میزند

ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا . . .

فاطمیه


ابن عباس  برای سُلیم ، چنین نقل می نماید:

پ
س عمر  خشمگین  برخاست  و خالد بن ولید  و  قنفذ  را  صدا  زد  ... سپس  راه  افتاد  تا  به درب  خانه ی   علی  رسید - در  حالی  که  فاطمه  پشت  درب  نشسته  بود-  ... به  درب  کوبید  و  فریاد  کشید  :  ای  فرزند  ابوطالب  !  درب  را باز  کن ... فاطمه  گفت :  ای عمر !  ما  را  با  تو  چه  کاری  است ... گفت :  درب  را باز  کن  و  گرنه ... فاطمه  گفت  : ای  عمر  !  آیا  از  خدای  عزوجل  نمی ترسی؟  ... پس  با  آتش  بازگشت  ... آن  را  بر  درب افروخت ... و درب سوخت ... آن  را  هل  داد...  پس  فاطمه فریاد  کشید ... شمشیر را  - در  حالی  که در غلافش بود  -  بلند  کرد ...  به  پهلوی  او  زد ... او  فریاد  کشید ...  پس شلاق  را ...

*****

هیچ دانی دختر خیر  البشــر              از چه آمد جـــای حیـــدر پشـت در

دید مولایش علی تنها شده               خانه اش محصور دشمن ها شده

*****

فاطمیه نزدیک است. دشمن در کمین تبدیل کردن شهادت به وفات است. به گوش باشید. زمان کم است.
کاری کنید...
یک پیام کوتاه، یک ایمیل، توزیع یک کتاب فاطمیه، پخش یک سی دی فاطمیه، پوستری از فاطمیه را در جایی نصب کنید، کسی را متذکر ایام شهادت کنید، پیراهن مشکی بپوشید ... نمی دانم یک کاری کنید. یک طوری به امام عصر علیه السلام شهادت جانسوز مادرشان را تسلیت گویید... در پناه صاحب الزمان

من زن می خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟


دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یک دانه را هم من ندارم
آژانس ملکی امشب گفت به من:
مجرد, بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم
خداوندا تو ستارالعیوبی
وبر این نکته سوءظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو میدانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا”عیب بزرگی است
من عیب دیگری اصلا”ندارم
خودم میدانم این”اصلا” غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو
گلایه قد یک ارزن ندارم

من زن می



خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


وبلاگ شما به علت فعالیت


زیاد بانوان هک هک هک 


شده است



تله موش

امام صادق-ع:

” افضل الجهاد، الصّوم الحرّ “

بهترین جهاد، روزه داری در هوای گرم است . . .

اول از همه سلام بچه ها میخواستم فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک بگم چون ماه مهمونی خداست.دعا واسه ما یادتون نره ها!!

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت ،خاموشی او تسبیح ، عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است . . .


تله موش

 

متن حكايت

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته‌اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لب‌هايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي‌رسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط مي‌توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب مي‌داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديده‌ام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خنده‌اي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟

در نيمه‌هاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي‌كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها مي‌گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته‌اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!


شرح حكايت

به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط      باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، مي‌تواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.

حس غریب

 

 

كاش از لطف شبی یاد ز ما می‌كردی

یاد از عاشق افتاده ز پا می‌كردی

كاش بیمار فراقت كه ز پا افتاده 

با نگاه ملكوتی تو دوا می‌كردی

كاش می‌آمدی با یك نظر ای نخل امید 

گره از كار من زار تو وا می‌كردی

كاش یك شب تو برای فرجت مالك من 

 با دل سوخته خویش دعا می‌كردی

 همچو باران به سر شیعه بلا می‌بارد 

كاش می‌آمدی و دفع بلا می‌كردی

 پرچم ظلم برافراشته شد در همه جا 

 كاش تو پرچمی از عدل بپا می‌كردی

 كاش یك روز رضایی ز وفا 

 مهدی فاطمه از خود تو رضا می‌كردی

بیمارستان خدا

بیمارستان خدا 

 

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...

خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.

آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگ هایم را مسدود کرده بود ...

و آن ها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

 به بخش ارتوپد رفتم .چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آن ها را در آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم ،معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید، نمی شنوم ...!

خدای مهربانم برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد.

به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است، استفاده کنم :  

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم .

قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

زمانی که به خانه برمی گردم ،به مقدار کافی عشق بنوشم.

و زمانی که به بستر می روم ، دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم...

 

امیدوارم خدا نعمت هایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک برای هر دعا 

 

 

 عیب کار اینجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه باید باشم ''اشتباه می کنم ، خیال می کنم آنچه باید باشم هستم، در حالی که آنچه هستم نباید باشم .                         (زنده یاد احمد شاملو )

به یمن آمدنت

«صلی الله و علیک یا صاحب الزمان»

به یمن آمدنت

      آمدنت تمام غنچه‌های ناشکفته عالم را شکوفا می‌کند، گل نرگس بیا که نرگس‌های عالم مست عطر  آمدنت هستند. بیا که...

      بیا که اگر نیایی یاس‌ها را رمقی برای قد علم کردن به دیوارهای کاه‌گلی کوچه‌های انتظار نیست.

 بیا که اگر نیایی حرف‌هایی که روزی تسلای دل هجران زده‌مان بود، حتی برای قصة شب‌های کودکانمان هم رنگی ندارد.

      می‌گویند فکر کردن و عقیده داشتن به هر چیز در تحقق آن واقعه مؤثر است، پس چرا نیایی، تو به یقین می‌آیی، آمدن تو میعاد است. و خدا «لا یُخلِفُ المیعاد»، تو می‌آیی هر چند سال‌ها روح و جان ما را گذر زمان فرسوده باشد. بیا که چون چنین شود، خاک‌هایی که در آن منتظرانت آرمیده­اند، دوباره احیا می‌شود. [زمین را زنده می‌کند بعد از آنکه مرده باشد.]

      بیا که تلفیق نگاه‌های منکران آمدنت و تلخی هجرانت، رمق از جان منتظران ربوده و صبرشان چون شمعی در سوختن پی‌در‌پی در معرض فدا شدن است.

      بیا که آمدنت زیباست چه باشم و چه نباشم، شکوه سایه ابدی پدرانه‌ات همیشگی می‌شود و خستگی جان مشتاقانت به یکباره فرو می‌نشیند.

      بیا که آمدنت بهانه زیستنمان شده و دلیل انتظار و انتظارمان.

هیهات ناامید شدن از لطف بی‌کرانه پدرانه‌ات که واگذاریمان و حاشا که دستمان نگیری. تو کریم از اولاد کرامی.

      بیا که آمدنت شکوفایی معنای واقعی عشق و ایمان است.

                                                  دوستت دارم و منتظرت می‌مانم.

10 خصوصیت برتر مدیر از دیدگاه حضرت علی(ع)

علم و دانش:

 حضرت علی (ع) در خطبه 172 نهج البلاغه می فرماید: «ای مردم همانا سزاوار ترین مردم به این امر (خلافت و زمامداری) کسی است که توانا ترین آنها بر اجرای امور و دانا ترین به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد.»

شجاعت:

امیر المومنین در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «به اهل شجاعت بپیوند و آنان را به عنوان کار گزار انتخاب نما.»

عدالت و انصاف:

درنامه 53 به مالک اشتر: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق، میانه ترین، در عدل، فراگیرترین، و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد، اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثر میکند.» و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش، و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است.»
حضرت درنامه به فرمانروای حلوان، اسود ابن قطب می نویسد: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.»

صبر و بردباری:

در خطبه 190 خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلایا و مشکلات استقامت کنید.» همچنین در حکمت 153 چنین فرموده اند: «انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود.»

نظم و انضباط:

علی (ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید: «کار هر روز را همان روز انجام بده زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.» همچنین در وصیت خود می فرمایند: «سفارش می کنم شما را به تقوی و نظم در امور.»

تواضع و فروتنی:

حضرت علی (ع) به یکی از والیان خود نوشته است: «در برابر رعیت فروتن باش.»

وفاداری:

علی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن ماموران مخفی، راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر.»

امانتداری:

امیرالمومنین در نامه ای به برخی از کارگزاران خود نوشته: «کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، در های خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسوا تر خواهد بود و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب نسبت به پیشوای مسلمانان است.»

سخاوت:

حضرت علی (ع) در نامه ی 53 ، سخاوت و گشاده دستی را از معیار های انتخاب مدیران دانسته است که سخاوت درمال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و....را هم دربرمی گیرد.»

آینده نگری:

در خطبه 154 فرموده اند: «بینادل خرد مند پایان خویش می بیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را می شناسد.»

 

تمنای ظهور

 

دوباره می رسد از راه جمعه ای تبدار، و من هنوز منتظرم،

چرا نمی آیی؟؟

 

«تمنای ظهور»

شبی را تا سحر بیدار ماندم

تمنا  بر ظــهور یــــار کردم

دعا کردم که این هجران سرآید

و این معشــــــوق زیبـارو بیاید

کجایی یار مظلــومان عاشق

کجایی ای امامت را تو لایق

کجــــا باید روم تا بینـــم او را؟

به زانو خَم شَوَم ،تا دیدم او را؟

خداوندا! کـــدام آدینـــــه آیــد؟

کدامین لحظه را گلچین نماید؟

بیا ای یوسفِ زهرای اطهر(س)

که فجرت می کند جان را معطّر.

(سراینده: شیما مطیعی)