Top 10 Business Plan Mistakes to Avoid

Top 10 Business Plan Mistakes to Avoid

by Alan Gleeson

Business Plan Mistakes

The importance of business Planing is widely documented; however, guidance as to what constitutes good business planning is less clearly defined. This article aims to redress that imbalance by describing 10 of the most common mistakes that occur in business Plan.

While the business-planning process is in itself a very worthwhile pursuit, most business plans are produced for a specific purpose. The plan is used as a means to convey an idea with a view to achieving a specific goal, e.g. securing funding. Hence the plan needs to be tailored with the audience in mind, and good knowledge of their requirements will help shape a winning plan.

For example, the requirements a Venture Capitalist will have in assessing a plan seeking to secure a million-pound investment will differ considerably from those of a local bank manager who needs a plan to support a small-loan application. While the former will be primarily looking for capital growth, the latter will be more concerned with security. Regardless of the specific purpose of the plan, these following business Plan lessons will apply.

 
ادامه نوشته

پنج دلیل موفقیت یک تجارت مستقل

در حالی که دیگران ممکن است فکر کنند که مواجهه با این قبیل چالش های اقتصادی کار را برای شرکت های کوچک مستقل سخت تر کرده است، تحلیل گران بازار معتقد هستند که بخش عمده ای از این کمپانی های کوچک رشدی باور نکردنی
در تجارت خصوصی خود مشاهده کرده اند. همزمان با تلاش اقتصاد جهانی برای احیای مجدد قدرت گذشته خود، شما می توانید به پنج دلیل زیر به عنوان یک شرکت کوچک مستقل به سوی موفقیت گام بردارید.


ادامه نوشته

با زبان بدن، مچ همه را بگیرید!

بعضی از حرکات در صورت، دست ها، پاها و دیگر اعضای بدن می تواند به فاش شدن افکار و روحیات مخاطب کمک کند. آیا می دانستید حتی زمانی که یک شخص با شما صحبت نمی کند، نشانه هایی در صورت، بدن، پاها و دست های او وجود

دارد...

ادامه نوشته

پرواز بوفالوها ، پرواز غازها

متن حاضر در جمع مدیران ارشد یکی از کمپانیهای معظم جهانی ارائه گردیده است و چکیده و نکاتی از سخنرانی آقای جیمز بلاسکو تحت عنوان «پرواز بوفالوها» می باشد. وی یکی از نظریه پردازان و مجریان موفق سیستمهای نوین مدیریت است.

ادامه نوشته

من زن می خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟


دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یک دانه را هم من ندارم
آژانس ملکی امشب گفت به من:
مجرد, بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم
خداوندا تو ستارالعیوبی
وبر این نکته سوءظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو میدانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا”عیب بزرگی است
من عیب دیگری اصلا”ندارم
خودم میدانم این”اصلا” غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو
گلایه قد یک ارزن ندارم

من زن می



خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


وبلاگ شما به علت فعالیت


زیاد بانوان هک هک هک 


شده است



نوروز 90

یادم باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می‌خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی‌تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد
نوروز مبارک
   • تاریخ و جغرافیای استان‌ها
   • جاذبه های مذهبی
   • جاذبه‌های تاریخی
   • جاذبه‌های طبیعی
   • جاذبه‌های فرهنگی و هنری
   • شهرهای ایران
   • مجله تصویری شهرهای ایران

خلاقیت و بهره وری

تمامي اديان الهي و در راس انها اسلام انسان را موجودي كمال گرا ميدانند.انسان همواره درحال تكامل است و جهت گيري او به سمت كمال بي نهايت و يكي از هزاران راه رسيدن به كمال علم و دانش است.
علم و دانش كه ما شاهد تغير و گسترش روز افزون ان در محيط اطراف هستيم كه بوسيله افراد خلاق و مبتكرو نوآو وبا تلاش و كوشش گروهي يا فردي مسائل را شناسايي و همچنين راه حلهاي آنها را نيز ميجويند. 
.پس با اين وصف يكي از عناصر مهم در جهت بسط و گسترش علم ودانش و بهتر زيستن، خلاقيت وپرورش خلاقيت است كه در مكاتب جديد به آن اهميت زيادي داده اند وآن را ايده جديد مكاتب تربيتي ميدانند كه سراسر نظام آموزشي و پرورشي بايد به سمت رشد وتعالي اين گوهرخدادادي جهت گيرد.
ادامه نوشته

توليد ناب

از قرون توليد دستي تا عصر توليد ناب !

دو انقلاب در ابتدا و انتهاي قرن بيستم رخ داد ؛ انقلاب آغازين همانا ظهور توليد انبوه و پايان عصر توليد دستي بود و انقلاب پاياني ظهور توليد ناب و خاتمه يافتن عصر توليد انبوه است . اكنون جهان در آستانه عصري جديد به سر مي‌برد ، عصري كه در آن دگرگوني شيوه‌هاي توليد محصولات و ساخته‌هاي بشر چهره زندگي او را يكسره دگرگون خواهد كرد . پس از جنگ جهاني اول هنري فورد و آلفرد اسلون (مدير جنرال موتورز) توليدات صنعتي جهان را از قرون توليد دستي كه شركتهاي اروپايي رواج داده بودند ، بدرآوردند و به عصر توليد انبوه كشاندند ؛ با ترويج اين شيوه توليد در تمام صنايع ، ايالات متحده رهبر جديد شيوه‌هاي توليدي گرديد و صنعت خودروسازي ، موتور و قلب تپنده اقتصاد اين كشور شد . در همين راستا ، پيتر دراكر در سال 1946 لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازي اطلاق كرد . همچنين توليد ناب در سالهاي پاياني جنگ جهاني دوم توسط تاي‌چي‌اوهنو درشركت خودروسازي تويوتا در ژاپن مطرح گرديد . مبحث توليد ناب در سال 1990 توسط جيمز ووماك و همكارانش از دانشگاه MIT در قالب يك كار تحقيقاتي با عنوان ماشيني كه جهان را تغيير داد منتشر گرديد . او و همكارانش ، توليد ناب را به عنوان تركيبي از مدل توليد سنتي فورد و مدل كنترل اجتماعي در محيط توليد ژاپني مي‌شناسند ؛ بنابراين بحث توليد ناب و نيز ساير شيوه‌هاي توليدي با صنعت خودروسازي گره خورده است و براي توصيف شيوه توليد ناب نياز به بررسي سه شيوه توليدي بالاست تا با مقايسه آنها تفاوت و امتيازاتشان معلوم گردد .  

ادامه نوشته

از فوائد پاره آجر!

متن حكايت

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي‌گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد. پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم". مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شد و به راهش ادامه داد.

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!

شرح حكايت

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيم كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه ما پاره آجر به طرفمان پرتاب كنند! خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف ميزند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجر به سمتمان پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش بكنيم يا نكنيم!

قابل توجه مديران؛ به محيط داخلي و خارجي سازمان خود به اندازه كافي توجه داشته باشيد. ذينفعان داخلي و خارجي سازمان را در نظر بگيريد و به خواستها و نيازهاي آنها توجه كنيد. نيروي انساني به عنوان يك سيستم طبيعي زنده و هوشمند و سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي پيچيده، رفتارهاي متنوع و پيچيده‌اي از خود نشان مي‌دهند كه حكم «پاره آجر» حكايت را دارند اما به آن سادگي كه مرد ثروتمند متوجه پاره آجر شد مديران نخواهند توانست «پاره آجرهاي» نيروي انساني و سازمان را درك كنند چرا كه نوع آنها متنوع، پيچيده بوده و داراي معاني مختلف هستند و ممكن است خود را در قالب نقاط قوت و ضعف نشان دهند. بنابراين بايد شناخت كافي نسبت به نيروي انساني و سازمان خود داشته باشند و رفتار و سبك متناسب با مديريت آنها را بكار بندند. هم‌چنين محيط خارجي سازمان نيز بايد بررسي شود و «پاره آجرهايي» كه در قالب فرصت‌ها و تهديدها در پيش روي سازمان قرار مي‌گيرند، پيش از آنكه مانند پاره آجر به سازمان صدمه بزنند، شناسايي شده و رفتار مناسب براي برخورد با آنها اتخاذ شود

چه زماني از روش حل خلاق مسئله استفاده مي گردد؟

چه زماني از روش حل خلاق مسئله استفاده مي گردد؟

1 - مسئله داراي ساختار مشخص نباشد.

2 - مسئله داراي ابهام باشد.

3 - مسائل استراتژيک و دراز مدت

4 - وضعيت اضطراري (از لحاظ زماني ) نباشد

تفکر تحليل گر يا منطقي ( Logical thinking )

تفکر تحليل گر شامل مهارتهايي نظير مرتب کردن ، مقايسه کردن ، مقابله کردن ، ارزيابي کردن ، و انتخاب کردن مي باشد.

اين طرز تفکر يک چارچوب منطقي براي حل کردن مسئله بوجود مي آورد و کمک مي کند که بهترين گزينه از بين گزينه هاي در دسترس ، با استفاده از همگرايي بدست آيد.

تفکر خلاق (Creative thinking )

تفکر خلاق يک فرآيند انشعاب پذير(واگرا) است که با استفاده از قوه تصور و انديشه به خلق دامنه وسيعي از ايده ها براي رسيدن به راه حل ها مي پردازد. اين طرز تفکر مستلزم ديدن ماوراي ظاهر و خلق ايده هايي است که در ابتدا غير واقع بينانه و بدون ارتباط منطقي با مسئله به نظر مي رسد.

 حل کردن مسئله به صورت اثر بخش مستلزم برخورداري از ترکيب کنترل شده تفکر تحليل گر و تفکر خلاق مي باشد.

افراد براي افزايش توانائي خود( خلاقيت ) دربهره برداري هر چه بيشتر ازاستعدادهاوتوانائي هاي بالفطره ياذاتي مي توانندازچندين روش شناخته شده واثبات شده استفاده كنند و اينها عبارتند از:

       1_ گوش دادن به صورت نسبي : مقصود اين است كه بايد همه شيوه ها و فرايندهاي داوري وقضاوت را بدور ريخت ، آنگاه ويژگيهاي كلي مساله ره بيان كرد وكوشيد هر نوع راه حل امكان پذيري را ارائه داد .

در نخستين نگاه ، هيچ راه حلي ، هر مسخره آميز ، ناديده انگاشته نمي شود . در واقع فرد بايد بكوشد تا به راه خلهاي عجيب و غريب دست يابد . ان گاه كه فهرست راه حلهاي پيشنهادي و مورد نظر كامل شد ،محدوديتهاي ذيربط باعث مي شود كه تنها چند راه حل امكان پذير باقي بماند .

      2 _ انديشيدن در سطح افقي (طي مسير ميان بر) : از اين طريق مي توان خلاقيت را تشديد كرد و اين انديشه راجايگزين شيوه انديشيدن قديمي كه به صورت عمودي مسير را مي پيمود ، كرد .

تله موش

امام صادق-ع:

” افضل الجهاد، الصّوم الحرّ “

بهترین جهاد، روزه داری در هوای گرم است . . .

اول از همه سلام بچه ها میخواستم فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همتون تبریک بگم چون ماه مهمونی خداست.دعا واسه ما یادتون نره ها!!

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت ،خاموشی او تسبیح ، عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است . . .


تله موش

 

متن حكايت

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته‌اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لب‌هايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي‌رسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط مي‌توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب مي‌داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديده‌ام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خنده‌اي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟

در نيمه‌هاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي‌كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها مي‌گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته‌اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!


شرح حكايت

به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط      باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، مي‌تواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.

راههای طلایی برای مدیریت زمان

 

گفتین پست مدیریتی ندارم.اینم مدیریتی.

همیشه پیش خود فکر می‌کنیم که غافلگیر زمان می‌شویم و زمان آن طور که باید و شاید به ما اجازه نمی‌دهد کارهای که در ذهن و شاید حتی در رویاهای خود می‌پرورانیم به انجام برسانیم. بهترین فرصت‌ها و یا بدترین آنها همیشه زمانی رخ می‌دهد که انتظار و امادگی‌اش را نداشته‌ایم. حتما شما هم با چنین موقعیت‌های دشواری روبه رو شده‌اید و توضیحات گفته شده را به راحتی درک می‌کنید‌. چرا چنین می‌شود؟ چرا برای ما این اتفاقات بیشتر رخ می‌دهد و نه دیگران؟ چرا زمانی که آمادگی این اتفاقات را داریم رخ نمی‌دهند؟ بلکه زمانی پیش می‌ایند که آمادگی آن را نداریم؟

پاسخ همه‌ی این سئوالات در بحثی به نام "مدیریت زمان" نهفته است. مدیریت زمان یعنی چی؟ و این بحث به چه معناست؟ یعنی اینکه از فرصت‌های و لحظه‌هایی که داریم بهترین استفاده را داشته باشیم، حتی زمانی که منتظر چنین پیش‌امدی نباشیم. شاید این صحبت‌ها به نظرتان تکراری باشد اما یک تفاوت دارد و آن این است که راه کارهایی ارائه داده‌ایم تا شما بتوانید از زمان خود استفاده بهینه داشته باشید:

1. لازمه‌ی و شرط اصلی مدیریت زمان این است که شما هدف‌های اصلی زندگی خانوادگی و شخصی خود را مشخص کنید و بهترین روش این است که هدف‌تان را بنویسید و در این امر برنامه‌ریزی، دقت و تلاش زیادی را به خرج دهید تا بتوانید به اهداف خود نایل شوید چون اگر یکی از عامل‌های گفته شده نباشد در راه سر در گم خواهید شد.

 2 . رسیدن به هر هدفی حتی خیلی کوچک نیاز به زمان مناسب دارد و به تدریج صورت می‌گیرد، اگر تلاش لازم را انجام می‌دهید ولی به نتیجه‌ای که می‌خواهید نمی‌رسید، ناراحت و نگران نشوید به تلاش خود ادامه دهید. تلاش‌های ما همانند مثال یک درخت و باغبان آن است. ما باغبان و تلاش‌هایمان مانند یک درخت است. باغبان درخت خود را آبیاری می‌کند، مواظب آن است تا در فصل مناسب از میوه‌های درختش استفاده کند و انتظارات خود را برای فصل تابستان نگه می‌دارد و این امید را ندارد که درختش در فصل زمستان به او میوه بدهد. پس شما هم تلاش خود را بکنید اما منتظر باشید تا زمان باروری درختتان فرا برسد.

 3. رسیدن به هر هدف نیازمند انجام چندین فعالیت کوچکتر است. شما باید چندین قدم کوچکتر را بردارید تا به اهداف بالاتری برسید. تلاش می‌کنیم ریز..ریز همانند ابر که همه می‌دانیم ابر حاصل تلاش قطره قطره‌های اب است تا تبدیل به ابری پربار می‌شود. پس یادمان باشد برای پر بار شدن ابر باید از قطره قطره‌های اب شروع کنیم.

4. بدون داشتن هدف‌های قابل وصول و مشخص شما نمی‌توانید درباره مدیریت زمان خود تصمیم بگیرید. پس هدف‌هایی را در نظر داشته باشید که بتوانید به آنها برسید، نکته‌ی مهمی که در اینجا حائز اهمیت است این است که در حد تلاشتان، رزو و هدف داشته باشید نه کمتر نه بیشتر. زیرا اگربیشتر از تلاشتان ارزو داشته باشید چون به آنها نمی‌رسید دچار سرخوردگی و افسردگی خواهید شد.

 5. برنامه‌های زمانی در خانواده تا حدودی به برنامه‌های زمانی یکایک اعضای خانواده بستگی دارد. اگر برنامه‌ریزی و هدفی برای زندگی شخصی و خانوادگی خود دارید این کار مستلزم همکاری و یاری تمام اعضای خانواده است.

6. اگر هدفی را دارید که گروهی است و لازمه‌ی آن تلاش تمام اعضای گروه است متناسب با توان خود و اعضای گروه گام بردارید نه خیلی سریع نه کند.

7. اولویت‌ها در یک زمان تغییر پذیرند ولی لازم است در هر زمانی اولویت‌ها را بازنگری کنید و تغییر دهید. گاهی تلاش‌های شما فراتر از آن که پیش بینی می‌کردید می‌رود پس در این جا و در این مرحله باید تغیری دراهداف خود ایجاد کنید. و یا بر عکس متوجه می‌شوید که قادر به تلاش در این حد نیستید پس در اهداف خود یک باز نگری داشته باشید.

 8 . از همسرتان و یا والدین خود انتظارات افراطی نداشته باشید. به طور کلی افراد کمال طلب آماده مساحمه و اتلاف وقت هستند. این گونه از افراد با ادعای اینکه کسی به آنها کمک نکرده و زمینه موفقیت آنها را فراهم نکرده است کارهای خود را توجیح می‌کنند. درسته که کمک و مساعدت دیگران در موفقیت‌های ما نقش دارد اما این نقش تا حدودی اهمیت دارد و بیشتر درصد موفقیت به تلاش‌های خود فرد بستگی دارد.

9 . برای برنامه‌ریزی بهتر اوقات خود نیاز به توجه به خود، همسر و یا افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند دارید. زیرا تشویق و دلداری و مساعدت دیگران نقش بسزایی در پیشرفت سریع تر شما دارد .

10 . سعی کنید بعضی از باورهای نادرست درباره مدیریت ناکارآمد زمان را در ذهن خود از بین ببرید. مثلا خیلی از افراد می‌گویند از فلان روز یا از فلان تاریخ شروع می‌کنم به درس خواندن، شروع می‌کنم به کار کردن یا.. نه اینها همه باورهای غلط است. از همین امروز تصمیم بگیرید و تلاش خود را شروع کنید به امید آینده‌ای واهی نباشید. چون اگر منتظر چنین روزی باشید هیچ وقت، چنین روزی فرا نمی‌رسد.

11 . در گذشته توقف نکنید و افق‌های زیبایی را برای خود ترسیم کنید. تنها از گذشته خود درس بگیرید و به عنوان موتوری برای حرکت به جلو از آن استفاده کنید نه برای حرکت به عقب.

12. این باور را درخود ایجاد کنید که شما مسئول زندگی و اعمال شخصی خود و خانواده تان هستید. بعضی از افراد عادت دارند همیشه مشکلات و سختی‌های که برایشان در جریان زندگی پیش می‌آید را به گردن دیگری می‌اندازند برای اینکه خود را تبرئه کنند راهی بهتری از این را نمی‌شناسند. اگر متاهل باشند، تقصیرات را به گردن همسر خود می‌اندازند، و اگر مجرد باشند، پدر و مادر خود را مسئول تمامی این مشکلات می‌دانند. اما این موضوع ا را باور کنید که تنها شما و شما هستید که مسئول تمامی مصائب و مشکلات زندگی خود هستید. پس برای حل آنها باید خودتان به تنهایی گام بردارید.

چه كنيم تا به ما اعتماد كنند؟

چه كار كنيم تا مردم به گفتهاي ما اعتماد كنند؟

پاسخ ساده است: بايد قابل اعتماد باشيم. توجه كنيد كه اعتماد كردن مسئوليت ديگران نيست بلكه لياقت ماست. اما چگونه اين مهمترين صفت خوب را براي خود به دست آوريم؟ واقع امر اين است كه براي قابل اعتماد بودن داشتن دو چيز اهميت دارد:
1- شخصيت
2- قابليت

اعتماد كردن به پزشكي كه بسيار ماهر است اما معروف است كه براي دردي كه مي تواند با دارو درمان كند، عمل تجويز مي كند، بسيار سخت است چرا كه فقدان شخصيت به وضوح مشاهده مي شود. در همين حال به پزشك ديگري كه داراي حسن نيت بسيار بوده ولي در تشخيص درد، ضعف دارد نيز نمي توان اعتماد كرد. در اين مورد پزشكي مورد اعتماد واقع مي شود كه داراي هر دو جنبه باشد: شخصيت و قابليت. اما مولفه‌هاي تشكيل دهنده و تعريف كننده اين دو مشخصه كدامند؟

شخصيت از موارد زير شكل مي گيرد:
الف- عنصر شرافت:
راستگويي و دستكاري اساس زندگي با شرافت است. وجود اين عنصر در نزد هر شخص، سرمايه‌اي بسيار با ارزش محسوب مي شود.
ب- بلوغ
ج- بلند نظري:
بسيارند كساني كه زندگي را به شكل يك شيريني فرض مي كنند كه اگر ديگري بخشي از آنرا بردارد، آنرا به منزله از دست رفتن سهم خود ميي دانند. اين، يك نگرش بر اساس محدوديت و تنگ نظري است. در مقابل اين نگرش، بلند نظري مطرح است. در اين نگرش، نعمات خداوند، بي انتها ديده مي شود و برذاشت ديگران به معناي كاهش سهم خود تلقي نمي گردد.

قابليت از طرف ديگر در موارد زير بايد وجود داشته باشد:
الف- تكنيكال و فني: اگر راجع به موضوعي مايليم كه مورد اعتماد قرار گيريم، بايد نسبت به موضوع داراي دانش و اطلاعات لازم باشيم. اين موضوع بديهي به نظر مي آيد.

ب- مفهومي: با درگير شدن در جزئيات، اين قابليت بايد در نزد افراد باشد كه از موضوع مهم غافل نگردند. پرداختن به موضوعات جزئي نبايد باعث گردد كه موضوع اصلي فراموش شود. اين قابليتي است كه به انسان عمق ديد مي دهد.

ج- وابستگي متقابل: قابليتي است كه باعث مي شود يك نفر بتواند كار خود را به ديگري تفويض كند و در همين حال آمادگي داشته باشد كه كار همكار خود را انجام دهد.

مي توانيد وجود مشخصات فوق را در وجود خودتان چك كنيد. قبل از اينكه سوال كنيد چرا به ايده‌ها و گفته‌هايتان در سازمانتان بها داده نمي شود، شايد بهتر باشد كه سوال كنيد كه آيا من فرد قابل اعتمادي هستم؟

شش نكته در باب مدیریت خود برای پیشرفت

نكته اول: كار خود را تا حد ممكن به طور مؤثر سازماندهی كنید. برای پیشرفت موفقیتآمیز باید بتوانید كارتان را به طور مؤثر و عالی سازماندهی كنید. مقوله هایی كه در این زمینه میگنجد عبارتند از: مدیریت زمان، سازماندهی وظایف و مدیریت خود. اهداف شغلی خود را بهطور واقعی معین كنید و ببینید آیا با تدابیری كه اندیشیدهاید و گامهایی كه در این زمینه بر میدارید واقعاً به آن دست مییابید. سعی كنید تا حد امكان مراحل پیشرفت را آسان سازید و از انجام كارهای غیرضروری بپرهیزید.
وظایف خود را به دیگران محول كنید تا زمان بیشتری برای انجام كارهای مهم و اساسی داشته باشید. اگر در زمینهای به تنهایی قادر به پیشرفت نیستید، از دیگران كمك بگیرید. همچنین با بررسی نحوه مدیریت افراد موفق بر كارهایشان، از تجربیات آنها استفاده كنید.

نكته دوم: با خودتان كنار بیایید.
در طول پیشرفت مراقب خود باشید. اگر از نظر جسمی و روحی صدمهای به شما وارد شود، بدون شك صعود و ترقی هیچ سودی برای شما نخواهد داشت.
ــ روزانه زمان مناسبی را به استراحت اختصاص دهید. شما باید باتریهای خود را شارژ كنید تا در هر زمان با كمبود انرژی مواجه نشوید.
ــ توجه داشته باشید كه از توازن و تحرك متناسبی برخوردار باشید.
ــ متعادل و سالم غذا بخورید. (نه مثل من ها)
ــ به دنبال یك سرگرمی سالم برای خود باشید تا با آن بتوانید تمدد اعصاب كنید.
ــ از روابط خصوصی كناره نگیرید و همواره به روابط دوستانه و زناشویی خود توجه خاص داشته باشید.
نكته سوم: دیدگاه خود را در مورد مشكلات و سختیها تغییر دهید. سختیها میدان مبارزهای برای شما هستند. چگونه با مشكلات و سختیها روبرو میشوید؟ آیا بسرعت دلسرد و مأیوس میشوید و قطع امید میكنید؟ یا احساس ترس و وحشت تمام وجودتان را در بر میگیرد؟ دیدگاه و عقیدهتان را تغییر دهید.سختیها و مشكلات موقعیتهایی هستند كه میتوانید در آن چیزهایی فرا بگیرید و به پیشرفت خود ادامه دهید. اگر بتوانید به مشكلات اینگونه بنگرید، میتوانید مسیر پیشرفت خود را بهتر بپیمایید و با انرژی و قدرت بیشتر به كار خود ادامه دهید.
نكته چهارم: از اشتباه كردن نهراسید.
احتمالاً شما نیز این را تجربه كردهاید كه اشتباه از سوی بیشتر افراد، منفی ارزیابی میشود. در مدرسه شخص به خاطر اشتباهاتش، نمره بد میگیرد یا به خاطر كار اشتباهی كه از او سر زده است، سرزنش میشود. این دیدگاه منفی را از همین امروز رها كنید. با این دیدگاه، خودتان همچون سدی مانع از آزمودن راههای تازه به دلیل ترس از اشتباه میشوید. اشتباهات در فرآیند یادگیری یا ادامه پیشرفت مهم ضروری هستند. اشتباهات به شما این امكان را میدهد كه چیزهای تازهای یاد بگیرید. اگر متوجه شدید كه كاری را اشتباه انجام دادهاید، از خود بپرسید كه با چه میزان دقت به آن پرداختهاید و آن را به چه نحو دیگری می توانید انجام دهید و از آن چه چیزهایی فرا گرفتهاید برای اینكه میزان خطاها و اشتباهات خود را كم كنید، نیاز به تجربه دارید. حال این سؤال پیش میآید كه فرد چگونه تجربه كسب میكند؟ جواب سؤال این است: زمانی كه شما اشتباه كردید، از آن چیزی یاد میگیرید.

نكته پنجم: جدی نگیرید!
اهداف پیشرفت برای بیشتر انسانها یك امر جدی است و آن حول محور پول، موفقیت و آینده میچرخد. همواره سعی كنید كه از خردهبینی یا جدیگرفتن بیش از اندازه امور بپرهیزید. همواره جانب اعتدال را در شوخی به هنگام انجام كارهایتان نگه دارید. گاه به خودتان بخندید. افرادی كه از خود امواج مثبت ساطع می كنند و به دیگران آرامش میبخشند، مؤثرتر و موفقتر از كسانی هستند كه با چهره كاملاً جدی به هر قیمتی كه شده میخواهند موفق باشند. به پیشرفت به عنوان بخشی از زندگی خود بنگرید، نه بیشتر و نه كمتر. هرگاه موفقیت شغلی برای شما بسیار مهم جلوه كرد، به این بیندیشید كه موارد با ارزش دیگری نیز در شما وجود دارند.
نكته ششم: به سرنوشت خود اعتماد كنید.
به عنوان آخرین نكته به شما پیشنهاد میكنیم كه هدف خود را برای یك بار هم كه شده رها كنید. وقتی كه ما با شدت زیاد چیزی را بخواهیم، گاه این گونه به نظر میرسد كه از دست ما میگریزد. از این رو آرامش را در خود پرورش دهید و به سرنوشت خود اعتماد كنید. اگر شما گامهای موفقیت را به نحو احسن برداشته و اكثر نكتهها را برای پیشرفت مورد توجه قرار دادهاید مطمئن باشید كه موفق میشوید. بنابر این به خود اعتماد داشته باشید و آن را به حال خود رها كنید.ّ

منبع کتاب : شما هم می توانید مدیر لایقی باشید