(بدون عنوان)

این که بدانی در راه درستی هستی یک چیز است و این که فکر کنی راه درست فقط همین است یک چیز دیگر.هرگز نمیتوانیم درباره ی زندگی دیگران قضاوت کنیم.چون هر کس رنج ها و وانهادگی های خودش را دارد.

پائلو کوئلیو - کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

(بدون عنوان2)

مترسک: من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشاله !
دوروتی : اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟
مترسک : نمیدونم... ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن!

جادوگر شهر اُز - فرانک بائوم

(بدون عنوان3)

بابا لنگ دراز عزیزم؛ تمام ِ دلخوشی ِ دنیای من این است که تو ندانی و من دوستت بدارم .
وقتی میفهمی و میرانی ام؛ چیزی درون ِ دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور .
بابا لنگ دراز عزیزم؛ لطفآ گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم .
من همین که هستی را دوست دارم ... حتی سایه ات که هیچوقت به آن نمیرسم ...

بابا لنگ دراز - جین وبست

(بدون عنوان1)


دقایقی در زندگی هستند که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی...



گابریل گارسیا مارکز

(بدون عنوان)

می دانی ، فلانی جان !
زندگی شاید همین باشد
یک فریبِ ساده کوچک
آنهم از دست عزیزی که برایت هیچ کس چون او گرامی نیست
من که باور کرده ام ، باید همین باشد ...

احسان

سلام

بابا یه حرکتی بکنین دیگه!!!

نکنه همتون ازدواج کردین رفتین سراق بچه داری

(راستی من نمیتونم نظر بزارم ولی جواب میدم تو همون نظرات خودتون)

مهارت های پایه ایی مدیریت

 

هر وقت از بیرون تحت فشارهای مختلفی هستید ( که زیاد هم در زندگی اتفاق می افتد)، وارد شدن به مراقبه به صورت مستقیم بسیار سخت می شود. بنابراین قبل از شروع هر مراقبه ای می توانید از این دستور برای خنثی کردن فشارها استفاده کنید.

 

۱) مرحله اول: همه واقعه چیزی جز یک رویا نیست

برای پانزده دفیقه در سکوت بنشینید و در ذهن خود تصور کنید که تمام جهان یک رویا است....که هست! دنیا را به صورت رویائی فرض کنید که هیچ چیزی در آن واقعیت ندارد.

 

۲) مرحله دوم: همه چیز گذرا است

مرحله دوم این است که به خود بفهمانید همه چیز بزودی ناپدید می شود....خودتان هم همینطور. شما از روز اول و همیشه که اینجا نبودید و برای همیشه هم اینجا نخواهید بود. بنابراین هیچ چیزی دائمی و ماندگار نیست.

 

۳) مرحله سوم: شاهد باشید

سوم اینکه شما فقط شاهد هستید. شما مثل کسی که مشغول تماشای فیلم است، فقط شاهد هستید. بدن خود را ریلکس کنید و برای پانزده دقیقه شاهد باشید. حتم داشته باشید که می توانید با مشکل خود کنار بیایید.

 

این دستور را موقعی که احساس می کنید مراقبه کردن برایتان مانند عادت شده است هم انجام دهید. این دستور مانند دارو است. دارویی برای تقویت مراقبه یا هنگامی که فشارهای زندگی مانع مدیتیشن می شوند.

 

Top 10 Business Plan Mistakes to Avoid

Top 10 Business Plan Mistakes to Avoid

by Alan Gleeson

Business Plan Mistakes

The importance of business Planing is widely documented; however, guidance as to what constitutes good business planning is less clearly defined. This article aims to redress that imbalance by describing 10 of the most common mistakes that occur in business Plan.

While the business-planning process is in itself a very worthwhile pursuit, most business plans are produced for a specific purpose. The plan is used as a means to convey an idea with a view to achieving a specific goal, e.g. securing funding. Hence the plan needs to be tailored with the audience in mind, and good knowledge of their requirements will help shape a winning plan.

For example, the requirements a Venture Capitalist will have in assessing a plan seeking to secure a million-pound investment will differ considerably from those of a local bank manager who needs a plan to support a small-loan application. While the former will be primarily looking for capital growth, the latter will be more concerned with security. Regardless of the specific purpose of the plan, these following business Plan lessons will apply.

 
ادامه نوشته

تئوری سازمان

دانلود فایل

نویسندگان عزیز

سلام.با این وضع فک میکنم دیگه چیزی ننویسم بهتره.....

بسکه فعالیت دارین همتون.

یا علی

ری بَن چگونه ری بَن شد (سر گذشت یک برند موفق)

بوش و لومب، شرکت ری بن را برای تولید عینک های آفتابی لوکس و گران قیمت تاسیس و در ۷ می سال ۱۹۳۷ حق امتیاز محصول جدید خود را ثبت کردند.

زمانی که انسان به این واقعیت برسد که می تواند هرچقدر که ثروت می خواهد به دست آورد، کافی است که انسان به اقیانوس فکر و ذهن خود مراجعه کند و در آن دست دراز کند تا به آرزوهای خود برسد.

ادامه نوشته

کتابخانه انگلستان و غلبه بر مشکل

ساختمان کتابخانه انگلستان قديمي است و تعمير آن نيز فايده اي ندارد . قرار بر اين شد کتابخانه جديدي ساخته شود. اما وقتي ساخت بنا به پايان رسيد؛ کارمندان کتابخانه براي انتقال ميليون ها جلد کتاب دچار مشکلات ديگر شدند.

يک شرکت انتقال اثاثيه از دفتر کتاخانه خواست که براي اين کار سه ميليون و پانصد هزار پوند بپردازد تا اين کار را انجام خواهد داد. اما به دليل فقدان سرمايه کافي ،اين درخواست از سوي کتابخانه رد شد. فصل باراني شدن فرا رسيد، اگر کتابها بزودي منتقل نمي شد، خسارات سنگين فرهنگي و مادي متوجه انگليس مي گرديد. رييس کتابخانه بيشتر نگران شد و بيمار گرديد.

روزي ، کارمند جواني از دفتر رييس کتابخانه عبور کرد. با ديدن صورت سفيد و رنگ پريده رييس، بسيار تعجب کرد و از او پرسيد که چرا اينقدر ناراحت است.

رييس کتابخانه مشکل کتابخانه را براي کارمند جوان تشريح کرد، اما برخلاف توقع وي، جوان پاسخ داد: سعي مي کنم مساله را حل کنم . روز ديگر، در همه شبکه هاي تلويزيوني و روزنامه ها آگهي منتشر شد به اين مضمون: همه شهروندان مي توانند به رايگان و بدون محدوديت کتابهاي کتاب

خانه انگلستان را امانت بگيرند و بعد از بازگرداندن آن را به نشاني زير تحويل دهند.

 نکته ها:

هميشه راههاي ديگري هم براي غلبه بر مشکلات و انجام کارها وجود دارد؛ نيازي نيست هميشه جهان را تغيير دهيم يا تنها يک راه براي انجام کارها و حل مسائل خود داشته باشيم، مي توانيم خود را تغيير دهيم تا در سخت ترين شرايط نيز فکر خلاق داشته باشيم.

به ياد داشته باشيم: قرار نيست هميشه مسائل ما بدست خودمان حل شود، گاهي راه حلها در دست ديگران است؛ اين يک راه ديگر براي انجام کارهاست.

 

آیا شما هم نیمکت...دارید؟

روزی لویی شانزدهم در محوطه ي کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی راکنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم!
لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ي قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم!
مادر لویی او را صدازد وگفت من علت را میدانم،زمانی که تو 3سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند!
فلسفه ي عمل تمام شده ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد!

روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم، بی آنکه بدانیم چرا؟
آیا شما هم این نیمکت را در روان خود، خانواده و جامعه مشاهده میکنید؟

پنج دلیل موفقیت یک تجارت مستقل

در حالی که دیگران ممکن است فکر کنند که مواجهه با این قبیل چالش های اقتصادی کار را برای شرکت های کوچک مستقل سخت تر کرده است، تحلیل گران بازار معتقد هستند که بخش عمده ای از این کمپانی های کوچک رشدی باور نکردنی
در تجارت خصوصی خود مشاهده کرده اند. همزمان با تلاش اقتصاد جهانی برای احیای مجدد قدرت گذشته خود، شما می توانید به پنج دلیل زیر به عنوان یک شرکت کوچک مستقل به سوی موفقیت گام بردارید.


ادامه نوشته

قســـم سهراب

نه تو می مــانی و نه انــدوه
... و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی...
به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
... و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
... غصــــه هم می گــــذرد،
آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند...
لحظه ها عریاننــــد.
به تن لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز

کســی را دیــدم کــه جوانــی اش ،

شانــه لا بـه لای مـو هایـش گـیر نمــی کرد،

کســــــــی کــــه،

آرزو داشـــــــت ،

بــالای چشمَــش ابـــرو باشــــد،

کســـی کــه کودکیــش را ،

بـــا چشم چشم دو "ابــرو" آغــــاز نکرد...

بیاین با هم، برای کسایی که حتی ملاقاتشون هم ممنوع شده ، دعا کنیم...

با زبان بدن، مچ همه را بگیرید!

بعضی از حرکات در صورت، دست ها، پاها و دیگر اعضای بدن می تواند به فاش شدن افکار و روحیات مخاطب کمک کند. آیا می دانستید حتی زمانی که یک شخص با شما صحبت نمی کند، نشانه هایی در صورت، بدن، پاها و دست های او وجود

دارد...

ادامه نوشته

پرواز بوفالوها ، پرواز غازها

متن حاضر در جمع مدیران ارشد یکی از کمپانیهای معظم جهانی ارائه گردیده است و چکیده و نکاتی از سخنرانی آقای جیمز بلاسکو تحت عنوان «پرواز بوفالوها» می باشد. وی یکی از نظریه پردازان و مجریان موفق سیستمهای نوین مدیریت است.

ادامه نوشته

"انسان" بودن

من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود، بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان. نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده می دادم...
تنها مى آموختم انديشيدن را و "انسان" بودن را ...

چارلی چاپلين

پس از سفرها به تو،
چون به خود بازگشتم
در بسته بود....

تسلیت به تمام هم وطنان به خصوص آذربایجانی ها

تسلیت به تمام هم وطنان به خصوص آذربایجانی ها به خاطر حادثه تلخی که براشون رخ داده امید وارم دیگه شاهد این بلا های طبیعی نباشیم.(کاش خونه های ایران هم مثل کشور های دیگه استاندارد ساخته میشد)

ماه رمضان

ماه رمضان امد و دلت جشن گرفت

 گلبرک خنده ها بر روی لبت نقش گرفت

 اشک شوق می رقصد و می لرزد بر گونه هات

 نغمه ی یارب یارب بر کلامت اهنگ گرفت

التماس دعا

سلام و خسته نباشید خدمت دوستان مدیریتی بخصوص خانم های گرامی و بخصوص تر مادر های عزیز.زاد روز حضرت فاطمه(س) رو به همه شما تبریک میگم(پیش پیش ها‍‍‍‍!!!چشمتونو بگیره).

نه اینکه خیلی خسته شدین و هر روز این وبلاگ به روزه!!!گفتم یه عرض ادبی کرده باشم.

 

خلاصه فرارسیدن روز زن برهر زن ,خواهر زن , برادر زن , پدر زن ,مادر زن , سو زن زن , آمپول زن , پنبه زن , بیل زن , راه زن , جر زن , جیب زن ، زیر آب زن , و  بقیه زنها مبارکباد!

سال نو مبارك

سلام خدمت همه اهل مديريت.سال نوي همتون مبارك و سرشار از پيروزي و خوشي و شادي و خلاصه هرچي كه دوست دارين و ميخواين.

اما ميخوام گير هم بدم چرا با اين همه نويسنده اينقدر اينجا ساكته(يعني خجالت نميكشين؟؟؟!!!!!)

فاطمیه

اس ام اس ها و پیامک های شهادت حضرت زهرا(س) و ایام فاطمیه

 

هرچه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است / فاطمه حلال صدها مشکل است . . .

.

.

.

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا / غروب غربت مادر سفر بس است بیا

بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع / به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

آیا می دانستید؟؟؟

Crocodiles cannot stick out their tongue

آيا ميدانستيد که: سوسمارها نميتوانند زبانشان را بيرون بياورند؟

 

 

Butterflies taste with their feet

آيا ميدانستيد که: مراکز چشايي  پروانه روي پاهايش قرار دارد؟

 

 

A cockroach can live 9 days without it's head.  It only dies because it cannot eat.

آيا ميدانستيد که: سوسکها تا 9 روز پس از، از دست دادن سرشان قادر به زنده ماندن هستند و تنها به اين دليل مي ميرند که نميتوانند چيزي بخورند؟

 

 

A duck's quack has no echo, and nobody knows why

آيا ميدانستيد که: صداي اردک اکو ندارد وهيچکس هم دليل آنرا نميداند؟

 

 

It is impossible to sneeze with your eye's open

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟

 

 

 

Starfish have no brains

آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟

 

 

Thomas Edison was afraid of the dark.

آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟

 

 

 

 

It is impossible to sneeze with your eye's open

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد با چشم باز عطسه کنيد؟

 

 

Starfish have no brains

آيا ميدانستيد که: ستاره هاي دريايي مغز ندارند؟

 

 

Thomas Edison was afraid of the dark.

آيا ميدانستيد که: اديسون از تاريکي مي ترسيده است ؟

 

The word "cemetery" comes from the Greek  koimetirion which means dormitory

آيا مي‌دانستيد که: ريشه کلمه "Cemetry" (قبرستان) در حقيقت کلمه يوناني "Koimetirio" به معني "خوابگاه" است؟

 

 

 

It is impossible to suck your elbow.

آيا ميدانستيد که: امکان ندارد بتوانيد آرنج خود را ليس بزنيد؟

 

 

 

 

Mosquitoes have teeth

آيا ميدانستيد که: پشه ها دندان دارند؟

 

 

80% of the people who read this will try to suck their elbow.

آيا ميدانستيد که: 80% افرادي که اين مطلب را ميخوانند سعي مي کنند آرنجشان را ليس بزنند؟

 

فاطمیه


ابن عباس  برای سُلیم ، چنین نقل می نماید:

پ
س عمر  خشمگین  برخاست  و خالد بن ولید  و  قنفذ  را  صدا  زد  ... سپس  راه  افتاد  تا  به درب  خانه ی   علی  رسید - در  حالی  که  فاطمه  پشت  درب  نشسته  بود-  ... به  درب  کوبید  و  فریاد  کشید  :  ای  فرزند  ابوطالب  !  درب  را باز  کن ... فاطمه  گفت :  ای عمر !  ما  را  با  تو  چه  کاری  است ... گفت :  درب  را باز  کن  و  گرنه ... فاطمه  گفت  : ای  عمر  !  آیا  از  خدای  عزوجل  نمی ترسی؟  ... پس  با  آتش  بازگشت  ... آن  را  بر  درب افروخت ... و درب سوخت ... آن  را  هل  داد...  پس  فاطمه فریاد  کشید ... شمشیر را  - در  حالی  که در غلافش بود  -  بلند  کرد ...  به  پهلوی  او  زد ... او  فریاد  کشید ...  پس شلاق  را ...

*****

هیچ دانی دختر خیر  البشــر              از چه آمد جـــای حیـــدر پشـت در

دید مولایش علی تنها شده               خانه اش محصور دشمن ها شده

*****

فاطمیه نزدیک است. دشمن در کمین تبدیل کردن شهادت به وفات است. به گوش باشید. زمان کم است.
کاری کنید...
یک پیام کوتاه، یک ایمیل، توزیع یک کتاب فاطمیه، پخش یک سی دی فاطمیه، پوستری از فاطمیه را در جایی نصب کنید، کسی را متذکر ایام شهادت کنید، پیراهن مشکی بپوشید ... نمی دانم یک کاری کنید. یک طوری به امام عصر علیه السلام شهادت جانسوز مادرشان را تسلیت گویید... در پناه صاحب الزمان

تحلیل و تفاوت زنان و مردان


تحلیل و تفاوت زنان و مردان
 
 
خلاصه‌ای از مباحث در سمینار بین‌المللی مدیریت فنون ارتباطات، مذاکرات و فروش 
 

بینایی

شبکیه، داخلی‌ترین لایه چشم دو نوع گیرنده دارد: سلول‌های استوانه‌ای (١٣٠ میلیون) که در نور ضعیف تحریک می‌شوند و سفید و سیاه را تشخیص می‌دهند و سلول‌های مخروطی (هفت میلیون) که به ما توانایی دیدن رنگ و جزییات ظریف اشیا را می‌دهند. این سلول‌های مخروطی را کروموزوم X منتقل می‌کند. زنان دو کروموزوم X دارند. به این دلیل، بیش از مردان دارای سلول‌های مخروطی هستند و در نتیجه، رنگ اشیا را بسیار واضح‌تر دیده و توصیف می‌کنند.

مردان تنها قادر به توصیف رنگ‌های اصلی هستند: قرمز، آبی، و زرد. زنان می‌توانند رنگ‌های شیری، نیلی، ارغوانی، بنفش و سدری را نیز توصیف کنند.

سفیدی چشم در انسان کاملا واضح است. این بخش حرکت چشم‌ها و تغییر جهت دید را که هر دو برای ارتباط بین انسان‌ها ضروری است، در انسان ممکن می‌سازد. سفیدی چشم زنان بیش از مردان است، چرا که ارتباط مستقیم با افراد بخش اصلی فرایند برقراری ارتباط در زنان است و هر چه سفیدی چشم بیشتر باشد، بیشتر می‌توان سیگنال‌های گوناگون بصری را ارسال و یا دریافت کرد. به این وسیله، بهتر می‌توان تغییر مسیر طرف مقابل را دنبال کرده و تجزیه و تحلیل کرد.

زنان نسبت به مردان از حس بینایی قوی‌تری نیز برخوردارند؛ گویی برای مدیریت خانه، دارای یک نوع نرم افزار مغز هستند که آنان را قادر می‌سازد پیرامون خود را تا دست کم ٤٥ درجه از چپ و راست و همچنین از بالا و پایین خود ببینند. زاویه دید گسترده بسیاری از زنان حتی تا ١٨٠ درجه هم می‌رسد. چشمان مردان بزرگتر از چشمان زنان است و برای دیدی تونل مانند ولی بسیار دور برنامه ریزی شده‌اند. به عبارت دیگر، او می‌تواند چیزهایی را که درست مقابلش است، روشن ببیند؛ حتی در فاصله‌ای دور مثل دیدن با یک ذره‌بین.

کره‌ای که ناپدید شد

هر زنی در این جهان؛ در حالی که مرد جلوی یخچال ایستاده، چنین گفت و گویی با او داشته است:

- دیوید: کره کجاست؟

- جین: تو یخچال

- دیوید: اینجا تو یخچال که نیست، کجا گذاشتی‌اش؟

- جین: همون جاست. خوب چشماتو باز کن!

- دیوید: نه، حتما گذاشتیش جای دیگه. میگم تو یخچال نیست.

 

در این مرحله از گفت و گو، جین با گام‌های بلند به آشپزخانه می‌آید و دستش را درون یخچال برده و مثل شعبده بازی کره را بیرون می‌آورد. مردان بی‌تجربه اغلب این مسأله را به عنوان یک کلک معمولی قلمداد می‌کنند و زنان را متهم می‌کنند که چیزها را در کشو و یا کمد پنهان می‌کنند؛ جوراب‌ها، کفش‌ها، لباس‌های زیر، مربا، کره، سوئیچ خودرو و کیف پول همه سر جایشان هستند. فقط مردان نمی‌توانند آنها را ببینند.

زن با زاویه دید گسترده، محتویات درون یخچال و یا کمد را بدون چرخش سر می‌بینند، در حالی که مردان سرشان را از چپ به راست و از بالا به پایین می‌چرخانند تا شیئ ناپدید شده را بیابند.

این تفاوت در قدرت دید زن و مرد، تأثیرات مهمی بر زندگی ما داشته است؛ برای نمونه، آمار شرکت‌های بیمه، ثابت می‌کند هنگامی که تصادفی رخ داده باشد، زنان کمتر ریسک می‌کنند که از سمت چپ و راست خودروی حادثه دیده بگذرند. زاویه دید گسترده آنها این امکان را می‌دهد که خودروهایی را که از طرفین به سمت آنان می‌آیند، ببینند. آنان هنگام پارک کردن برای آن که از عقب و جلو به چیزی نزنند، نا توانند. به علت این که در زنان توانایی تجسم فضایی کمتر است.

یک زن وقتی بداند همسرش در دیدن چیزهایی که درست جلوی چشمش هستند، مشکل دارد، کمتر عصبانی می‌شود. وقتی زنی به همسرش می‌گوید: همون جا توی کمد است، مرد باید حرف او را باور کند و به جست و جو ادامه دهد.

 
 

توانايي دروغ سنجي زنان

 

تحقيقات نشان مي‌دهد كه هنگام ارتباط رو در رو، سيگنال‌هاي غير كلامي ٦٠ تا ٨٠ درصد از تأثير پيام‌هاي ارسالي را دربردارند، در حالي كه سيگنال‌هاي صوتي سهمي حدود ٢٠ تا ٣٠ درصد دارند و ٧ تا ١٠ درصد باقي مانده به موضوع مطرح شده بستگي دارد.

سنسورهاي پيشرفته يك زن، اين اطلاعات را دريافت كرده و تجزيه و تحليل مي‌كند. زنان به خاطر توانايي مغزشان در انتقال سريع اطلاعات بين دو نيمكره مغز امتياز بارزي در برابر مردان دارند تا سيگنال‌هاي تصويري، حركات بدن و ديگر سيگنال‌ها را در كنار هم بچيند و در پایان، رمز را كشف كنند. به همين دليل، كمتر مردي موفق مي‌شود رو در روي يك زن دروغ بگويد.

اگر مردي بخواهد به زني دروغ بگويد، بهتر است از پشت تلفن، توسط نامه، در تاريكي مطلق و يا از زير پتو اين كار را انجام دهد.
 

 تفاوتهای مغزی زن و مرد

 

بیشترمردان می‌توانند احساسات خود را نشان دهند. مغز مردان ساده، اما مغز زنان پیچیده است. بخش چپ مغز مردها، هنگام صحبت کردن فعال می‌شود. اغلب برای خانم‌ها این پرسش پیش می‌آید که چرا مردان اینقدر روی خاموش کردن تلویزیون هنگام زنگ زدن تلفن اصرار دارند؟


زن‌ها با تعجب از خود می‌پرسند: چرا مردها وقتی مشغول خواندن روزنامه یا دیدن تلویزیون هستند، نمی‌توانند سخنان همسر خود را بشنوند؟

تقریبا همه زنان دنیا از نشنیدن‌های شوهرشان در رنج و عذابند. دلیل چنین ضعفی این است که مغز یک مرد برای انجام یک کار در یک زمان شکل گرفته، زیرا فیبرهای ارتباطی کمتری بین دو نیمکره مغزی او هست. اگر از مردی در حال مطالعه یک اسکن مغزی بگیرید، خواهید دید او در این هنگام کاملا کر شده است!

اما مغز زن برای کارهای متفاوت در آن واحد شکل گرفته است و می‌تواند از هر دو نیمکره مغز خود بهره ببرد. زن می‌تواند چند کار متفاوت را در یک زمان انجام دهد. مغز همیشه فعال زن هرگز بی‌کار نمی‌ماند. او می‌تواند در یک زمان با تلفن حرف بزند، غذا بپزد و تلویزیون ببیند. او می‌تواند در حال رانندگی آرایش کند، به رادیو گوش دهد و با تلفن همراهش حرف بزند؛ اما اگر مردی در حال درست کردن غذا باشد و شما با او صحبت کنید، ممکن است به دلیل از دست دادن تمرکزش بر نحوه درست کردن غذا عصبانی شود.

تحقيقات جديد نشان داد كه عملكرد مغز زنان نسبت به مردان تفاوت‌هاي اساسي دارد. مغز زن به طور نامحسوسي كوچكتر از مغز مرد است كه اين موضوع به هيچ وجه تأثيري بر توانايي و قابليت‌هاي آنان ندارد.

در سال ١٩٩٧ محقق دانماركي، "برتن پكن برگ" از بخش عصب‌شناسي بيمارستان دولتي كوپنهاگ ثابت كرد كه مغز يك مرد به طور متوسط، چهار ميليارد سلول بيشتر از مغز زن دارد. با اين حال زنان عموما در پاسخ به پرسش‌ها ٣ درصد بهتر از مردان عمل مي‌كنند.

در مغز بیشتر مردان، بخشي براي جهت‌يابي وجود دارد. به همين دليل، در جهت‌يابي مشكلي ندارند. در بخش‌هاي گوناگونی از مغز زنان مركز كلامي وجود دارد. مهارت كلامي آنان عالي است. به ندرت براي پيدا كردن كلمه دستپاچه مي‌شوند.

در سال ١٩٩٥ گروهي از دانشمندان به سرپرستي دكتر "بنت" و دكتر "سالي شاي ويتس" در دانشگاه يل، آزمايش‌هايي را روي مردان و زنان انجام دادند تا دريابند در كدام نقطه مغز قافيه ساخته مي‌شود.

با كمك "ام ـ آر ـ تي" اين موضوع مورد تأييد قرار گرفت كه در مردان نيمكره چپ مغز براي زبان فعاليت مي‌كند. در حالي كه در زنان هر دو نيمكره فعال مي‌شود. نيمكره چپ مغز يك دختر سريع‌تر از نيمكره چپ يك پسر رشد مي‌كند؛ يعني دختران، بهتر و سريع تر از پسران صحبت مي‌كنند، مي‌خوانند و زبان خارجي فرا مي‌گيرند. به همين دليل، كلينيك‌هاي گفتار درماني مملو از پسر است تا دختر.

 
 

سرعت ارتباط بين دو نیمکره

 

در پسران، نيمكره راست مغز سريعتر از دختران رشد مي‌كند؛ جايي كه توانايي درك منطقي و تجسم فضايي وجود دارد. پسران در رياضيات، ساختمان سازي و حل مشكلات قويتر از دختران هستند.


نيمكره چپ و راست مغز با رشته‌هاي عصبي به نام جسم پينه‌اي به هم متصلند. اين رشته امكان ارتباط و تبادل اطلاعات را ايجاد مي‌كند.

راجر كروسكي، عصب شناس دانشگاه كاليفرنيا تأييد كرد كه جسم پينه‌اي در مغز زنان نسبت به مردان ضخيم‌تر است. به همين دليل، ارتباط بين دو نيمكره در زنان ٣٠ درصد بيشتر از مردان برقرار مي‌شود. همچنين در زنان و مرداني كه به فعاليت مشابهي مشغولند، بخش‌هاي متفاوتي از مغز فعال مي‌شوند.

 
 

تحلیل حرکات بدن

 

از جمله مواردی که آلن به پوتین یاد داد، تأثیر حرکات بدن بود. مثلا طرز نشستن، طرز قرار گرفتن سر و حرکات دیگر اعضای بدن، به ویژه در رفتار سیاستمداران هر حالتی از بدن می‌تواند، نمایشگر بیانی خاص باشد که در خانم‌ها و آقایان متفاوت است؛ مثلا گره کردن دست‌ها در حالت رو به پایین، حالتی از راحتی و ریلکس بودن را نشان می‌دهد. یا هنگامی که سرتان را در موقع صحبت کردن به آرامی تکان می‌دهید، این حرکت به معنای در کنترل داشتن آن شخص و محیط توسط شماست.

یک کارشناس فروش هنگامی که در حال فروش جنسی است، اگر مشتری یک قدم به عقب بردارد، به معنی عدم تمایل و انصراف از خرید است. به علت این که یا به خوبی توجیه نشده یا رفتار قابل قبولی از فروشنده ندیده است؛ اما اگر مشتری یک قدم جلو گذاشته یا سرش را به آرامی تکان دهد، احتمالا به این معنی است که توضیحات فروشنده او را قانع کرده است.

صحبت کردن مهارت اصلی خانم‌هاست؛ خانم‌ها در یک زمان، همه با هم صحبت می‌کنند و در همان موقع، هم به سخنان یکدیگر گوش می‌کنند؛ اما این توانایی برای مردان امکان پذیر نیست. مغز زنان مانند پدال زدن دوچرخه با صحبت کردن انرژی می‌گیرد.

اگر خانم‌ها بخواهند با یک مرد صحبت کنند، باید به این نکته توجه کنند که تنها یک مطلب را در یک زمان مطرح کنند؛ یک موضوع را بگویند و قطع کنند. اگر متوجه شدند او مطلبشان را درک کرده است، آنگاه مطلب دیگری را مطرح کنند. این بدان جهت است که مغز مردان در یک زمان تنها می‌تواند بر یک موضوع تمرکز کند.

مواردی را که آلن پیز در این سمینار (که به زبان انگلیسی بود) مطرح کرد، اصول مهمی در روابط زناشویی قلمداد می‌شوند.

یکی از شکایت‌های خانم‌هایی که به مراکز مشاوره می‌روند، بی‌توجهی شوهران آنها به سخنانشان است. اگر تفاوت‌های زن و مرد را بدانیم، مشکلات کمتری پدید می‌آید؛ برای نمونه، وقتی بدانیم توانایی و علاقه اصلی خانم‌ها صحبت کردن است و با این توانایی انرژی می‌گیرند، باید در هنگامی که آنها با ما سخن می‌گویند، هیچ کاری انجام ندهیم و با توجه کامل به سخنان آنها گوش دهیم.

اگر این اتفاق بیفتد، آنگاه خواهیم دید که چقدر تفاهم و عشق و علاقه بین ما افزایش پیدا کرده است.

  آلن پیز

روبان آبی


روبان آبی

به نام خدا

و با یاد امام عصر علیه السلام

  

آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند.

او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد.

آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود:

من آدم تاثیرگذارى هستم

سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت.

                                 

 

آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.

یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى درسی به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد. و دو روبان دیگر را به او داد و گفت:

ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش می‌کنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید.

مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رییسش که به بدرفتارى با کارمندان زیر دستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او را به خاطر نبوغ کاری‌اش تحسین می‌کند.

رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را می‌پذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینه‌اش بچسباند.

رییس گفت: البته که می‌پذیرم. مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رییسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت:

لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید.

مدیر جوان به رییسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آن‌ها می‌خواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم می‌گذارد.

آن شب، رییس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ ساله‌اش نشست و به او گفت:

امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من دردفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین می‌کند و به خاطر نبوغ کاری‌ام، روبانى آبى به من داد. می‌توانى تصور کنی؟

او فکر می‌کند که من یک نابغه هستم!

او سپس آن روبان آبى را به سینه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود:

من آدم تاثیرگذارى هستم

سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکر می‌کردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من می‌خواهم از تو قدردانى کنم.

مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم. من به خاطر نمرات درسی‌ات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم.

اما امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى. تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم. آن گاه روبان آبى را به پسرش داد.

پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد. تمام بدنش می‌لرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت : پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من در اتاقم نشسته بودم و نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید !!!

من می‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمی‌کردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است. پدرش از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز پسرش را پیدا کرد.

فردا که رییس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند.

مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى درسی و شغلى کمک کرد...

یکى از آن‌ها پسر رییسش بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثیرگذار بوده‌اند.

و به علاوه، بچه‌هاى کلاس ، درس با ارزشى آموختند: انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد...

همین امروز از کسانی که بر زندگی شما تاثیر مثبت گذاشته‌اند قدردانی کنید و یادتان نرود که روبان آبی را از طریق ایمیل هم می‌توان فرستاد!

 

 

سلامت و شاد و موفق باشید

در پناه یکتای بی همتا

من زن می خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خدایا پس چرا من زن ندارم؟
زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟


دوتا زن دارد این همسایه ما
همان یک دانه را هم من ندارم
آژانس ملکی امشب گفت به من:
مجرد, بهر تو مسکن ندارم
چه خاکی بر سرم باید بریزم؟
من بیچاره آخر زن ندارم
خداوندا تو ستارالعیوبی
وبر این نکته سوءظن ندارم
شدم خسته دگر از حرف مردم
تو میدانی دل از آهن ندارم
تجرد ظاهرا”عیب بزرگی است
من عیب دیگری اصلا”ندارم
خودم میدانم این”اصلا” غلط بود
در اینجا قافیه لیکن ندارم
تو عیبم را بپوش و هدیه ای ده
خبر داری نیکول کیدمن ندارم؟
اگر او را فرستی دیگر از تو
گلایه قد یک ارزن ندارم

من زن می



خوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


وبلاگ شما به علت فعالیت


زیاد بانوان هک هک هک 


شده است



مديران موسسه ی آموزش عالی حکمت رضوی بدانند


مديران موسسه ی آموزش عالی حکمت رضوی بدانند


1- به کارمندان ساعي و متعهد بگوييد که چقدر براي سازمان مفيد هستيد و شما به آنها علاقه و اعتماد داريد.
2- مطمئن شويد کسي را که به کار مي گماريد ، تنبل نيست! زيرا افراد تنبل فشار کاري ديگران را بيشتر مي کنند.
3- موقع دست دادن، دست افراد را محکم و صميمانه بفشاريد.
4- وقتي عصباني هستيد، در باره ديگران تصميم گيري نکنيد.
5- هميشه وقت شناس باشيد. براي حضور به موقع، مي توانيد از ترفند قديمي 5 دقيقه جلو کشيدن ساعت استفاده کنيد.
6- هرگز اميد ارتقا را از زيردستان نگيريد، زيرا به طور يقين، انگيزه آنها براي تلاش از بين مي رود.
7- سعي کنيد در صورت لزوم در دسترس باشيد و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهيد. در اين صورت شايد با ايده هاي درخشاني روبه رو شويد.
8- هيچگاه اجازه ندهيد کسي حالت  افسردگي و نااميدي شما را ببيند.
9- به شايعات بي اساس بي توجه باشيد و در مورد زيردستان از روي دهن بيني قضاوت نکنيد.
10- خشکي جلسات طولاني را با شوخ طبعي قابل تحمل کنيد.
11- از سرزنش کردن ديگران در جمع خودداري کنيد.
12- براي همه سطوح سازمان حتي خدمه و نامه رسان ها احترام قائل شويد.
13- هنگام امضاء کردن نامه ها و مکتوبات، آنها را به دقت مطالعه کنيد و از امضاء کردن آنها، زماني که حوصله و تمرکز نداريد پرهيز کنيد.
14- خوش ژست و خوش بيان باشيد و در جمع با انرژي و اشتياق حاضر شويد.

((کامیون حمل زباله))


روزی من با یک تاکسی به فرودگاه مي رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت.ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!
راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. و منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می گویم:
((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از آشغال،  ناکامی،  خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان  تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.
آشغال های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها.
حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند.
زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو..... ((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))

 

با کلیک بر روی جملات داستان فلسفه مورچه را حتما بخوانید

تقدیم به کسی که خیلی دوستش دارم

فلسفه مورچه

یا علی

به نظرخودتان چگونه هستید؟

به نظرخودتان چگونه هستید؟

 احساساتي ؟

يا منطقي ؟

 

تا حالا متوجه اين موضوع شديد؟

شايد تصور شما با اون چيزي که واقعیت داره متفاوت باشه.

 

براي فهميدن اين موضوع كه بیشتر احساساتي هستيد يا منطقي، فقط کافيست چند لحظه وقت بگذاريد.

 

يک تست کوتاه اما جالب (علمی است، اجرا کنید):

 

ابتدا براي چند لحظه به کف دستتان نگاه کنيد.

و پس از آن به ناخن‌هاي همان دستتان  نگاه کنيد.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اگر براي ديدن ناخن‌هايتان دستتان را بدون اینکه انگشتان خود را خم کنید و آنها رابرگردانديد و ناخن‌های خود را نگاه کرديد؛ گفته مي‌شود که انساني بيشتر منطقي هستيد...


ولي اگر براي ديدن ناخن‌هايتان در همان حال که کف دستتان مقابل شما است، انگشتانتان را خم کرديد و به ناخن هايتان نگاه کرديد، بيشتر بر احساس‌تان تكيه داريد...

 تصميم قاطع مديريتي

 روزي مدير يكي از شركتهاي بزرگ در حاليكه به سمت دفتر كارش مي رفت چشمش به جواني افتاد كه در كنار ديوار بیکار ايستاده بود و به اطراف خود نگاه ميكرد.

جلو رفت و از او پرسيد:
«شما ماهانه چقدر حقوق دريافت مي كني؟»

جوان با تعجب جواب داد: بروید ادامه کلیک کنید!

ادامه نوشته

مدیریت بحران


روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.

ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد..

يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.

ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.

مرد اول به دومي گفت : قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم...

و اينگونه شد که شاخه اي از مديريت بنام مديريت بحران شکل گرفت!

خلاصه ی کتاب های مدیریتی

با سلام ، تو این پست جدید میخوام خلاصه ی کتاب ها و جزوات مدیریت رو واستون واسه دانلود بگذارم . این خلاصه ها از سایت emodiran.com گرفته شده اند که من کتابهایی رو که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرن رو تو این پست واسه دانلود گذاشتم. امیدوارم که براتون مفید باشه. منتظر نظرات شما هستم

توجه : تعداد اندکی از جزوات و کتب گرفته شده از سایت www.emodiran.com که در زیر مشخص شده است در ازای دریافت هزینه به سایت ذکر شده قابل دانلود می باشند بنابراین اگر در دریافت بعضی از مقالات این پست که از سایت مذکور گرفته شده با مشکل مواجه شدید به سایت مربوطه رفته و پس از پرداخت هزینه ، فایل را دانلود کنید

جزوه مفهوم و اهمیت کارآفرینی
عذرخواهي يک دقيقه اي 
13 اشتباه مهلك مديران و طريقه اجتناب از آنها 
مديريت اقتضائي، متناسب با فرهنگ هاي سازماني 
خلاصه کتاب تئوري هاي مديريت
خلاصه کتاب تحقيق در عمليات(دکتر اکبر عالم تبریز)
خلاصه کتاب اقتصاد خرد دکتر محسن نظری
خلاصه کتاب مدیریت عمومی نوشته دکتر الوانی(پولی www.emodiran.com ) 
خلاصه کتاب رفتار سازمانی استیفن رابینز
خلاصه کتاب بازاریابی و مدیریت بازار (نوشته دکتر روستا، ونوس و ابراهیمی)
خلاصه کتاب مدیریت رفتار سازمانی (استیفن رابینز)
خلاصه کتاب مدیریت منابع انسانی دکتر اسفندیار سعادت
خلاصه کتاب تست های کارشناسی ارشد (ریاضیات کاربردی)
خلاصه کتاب زبان انگليسي عمومي (گرامر)
خلاصه کتاب آمار و كاربرد آن در مدیریت
خلاصه کتاب زبان انگليسي عمومي (لغات و درک مطلب)
خلاصه کتاب زبان تخصصي 1 و 2 مدیریت(دکتر مهدی زری باف)
خلاصه کتاب زبان تخصصي 3 و 4 مدیریت(دکتر مهدی زری باف)

منتظر نظرات شما هستم

خواندنی


در مهد كودكهاي ايران 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن هر كي نتونه سريع براي خودش يه جا بگيره باخته و بعد 9 بچه و 8 صندلي و ادامه بازي تا يك بچه باقي بمونه. بچه ها هم همديگر رو هل ميدن تا خودشون بتونن روي صندلي بشينن.
در مهد كودكهاي ژاپن 9 صندلي ميذارن و به 10 بچه ميگن اگه يكي روي صندلي جا نشه همه باختين. لذا بچه ها نهايت سعي خودشونو ميكنن و همديگر رو طوري بغل ميكنن كه كل تيم 10 نفره روي 9 تا صندلي جا بشن و كسي بي صندلي نمونه. بعد 10 نفر روي 8 صندلي، بعد 10 نفر روي 7 صندلي و همينطور تا آخر.

---------------------

با اين بازي ما از بچگي به كودكان خود آموزش ميديم كه هر كي بايد به فكر خودش باشه.
با اين بازي اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلي و كمك به همديگر و كار تيمي رو ياد ميدن.

 

خارپشت ها

زمستان بسيار سختي بود. آن قدر سرد بود كه برخي از حيوانات جنگل يخ زده بودند. برخي حيوانات كه گروهي زندگي مي كردند دور هم جمع شده بودند زيرا با اين روش مي توانستند بهتر خود را گرم كنند و خود را از مرگ حتمي نجات دهند. خارپشت ها هم خواستند از اين روش استفاده كنند اما با خارهايشان يكديگر را زخمي مي كردند. بايد تصميم مي گرفتند؛ يا خارهاي دوستان را تحمل كنند يا از سرما يخ بزنند.
خارپشت ها آموختند كه زخم هاي كوچك ناشي از همزيستي را بپذيرند چون گرماي وجود دوستانشان مهمتر بود و اين چنين بود كه توانستند زنده بمانند.

---------------------

سازماني موفق خواهد بود كه بتواند از پتانسيل افراد داراي ديدگاه هاي متفاوت و متضاد و پذيرش و هضم آنها در جهت مقاصد سازمان به خوبي استفاده كند.

هرگز فراموش نکنید!

هرگز فراموش نکنید!

 

 

ليستي از كارهايي كه هر روز مي توانيد آنها را به کار بگیرید:
 

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید:

 Energy(انرژی)

Enthusiasm (شورواشتیاق)

Empathy (دلسوزی و همدلی)

 

5- از ورزش کمک بگیرید.

6- بیشتر به یاد خدا باشید .

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 20 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر اهداف خود را مجسم کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. 


جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود،

مخصوصا پدر و مادر زنگ یا سری بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری، شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

 

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- محبت درمان‌گر هر چیزی است.

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، تمیزترین لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خدایتان شاكر باشيد.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

رمز موفقیت

رمز موفقیت :

مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید. سقراط به مرد جوان گفت كه همراه او به كنار رودخانه بیاید. وقتی به رودخانه رسیدند هر دو وارد آب شدند به حدی كه آب تا زیر گردنشان رسید. در این لحظه سقراط سر مرد را گرفته و به زیر آب برد. مرد تلاش می كرد تا خود را رها كند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی كه رنگ صورتش كبود شد محكم نگاه داشت. سقراط جوان را از آب خارج كرد و اولین كاری كه مرد جوان انجام داد كشیدن یك نفس عمیق بود.

سقراط از او پرسید: «در زیر آب تنها چیزی كه می خواستی چه بود؟»

مرد جواب داد: «هوا.»

سقراط گفت: «این رمز موفقیت است! اگر همانطور كه هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد. رمز دیگری وجود ندارد.»