فاطمیه
ابن عباس برای سُلیم ، چنین نقل می نماید:
پس عمر خشمگین برخاست و خالد بن ولید و قنفذ را صدا زد ... سپس راه افتاد تا به درب خانه ی علی رسید - در حالی که فاطمه پشت درب نشسته بود- ... به درب کوبید و فریاد کشید : ای فرزند ابوطالب ! درب را باز کن ... فاطمه گفت : ای عمر ! ما را با تو چه کاری است ... گفت : درب را باز کن و گرنه ... فاطمه گفت : ای عمر ! آیا از خدای عزوجل نمی ترسی؟ ... پس با آتش بازگشت ... آن را بر درب افروخت ... و درب سوخت ... آن را هل داد... پس فاطمه فریاد کشید ... شمشیر را - در حالی که در غلافش بود - بلند کرد ... به پهلوی او زد ... او فریاد کشید ... پس شلاق را ...
*****
هیچ دانی دختر خیر البشــر از چه آمد جـــای حیـــدر پشـت در
دید مولایش علی تنها شده خانه اش محصور دشمن ها شده
*****فاطمیه نزدیک است. دشمن در کمین تبدیل کردن شهادت به وفات است. به گوش باشید. زمان کم است.
کاری کنید...
یک پیام کوتاه، یک ایمیل، توزیع یک کتاب فاطمیه، پخش یک سی دی فاطمیه، پوستری از فاطمیه را در جایی نصب کنید، کسی را متذکر ایام شهادت کنید، پیراهن مشکی بپوشید ... نمی دانم یک کاری کنید. یک طوری به امام عصر علیه السلام شهادت جانسوز مادرشان را تسلیت گویید... در پناه صاحب الزمان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 13:15 توسط
|
در دانشگاه بزرگ و زیبا ی حکمت رضوی