تمنای ظهور
دوباره می رسد از راه جمعه ای تبدار، و من هنوز منتظرم،
چرا نمی آیی؟؟
«تمنای ظهور»
شبی را تا سحر بیدار ماندم
تمنا بر ظــهور یــــار کردم
دعا کردم که این هجران سرآید
و این معشــــــوق زیبـارو بیاید
کجایی یار مظلــومان عاشق
کجایی ای امامت را تو لایق
کجــــا باید روم تا بینـــم او را؟
به زانو خَم شَوَم ،تا دیدم او را؟
خداوندا! کـــدام آدینـــــه آیــد؟
کدامین لحظه را گلچین نماید؟
بیا ای یوسفِ زهرای اطهر(س)
که فجرت می کند جان را معطّر.
(سراینده: شیما مطیعی)
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 10:4 توسط سرکار خانم مطیعی
|
در دانشگاه بزرگ و زیبا ی حکمت رضوی